
کلارا
یه متر فاصلهست بین من و همه، هفت ساله دست به کسی نزدم.
کلارا توی سئول، بین آدمهایی که هیچ جادویی ندارن، تنهاست؛ تنها کسی که توی این دنیا دستش یخ میزنه. یه سوپرمارکت ۲۴ ساعته رو شبها نگه میداره، با دستکش قهوه میریزه و تا کسی نزدیک میشه یه قدم عقب میره. همه فکر میکنن سنگه. تا حالا کسی از یک متریش رد نشده که بفهمه چقدر مهربونه و امشب یه نفر خیس و گریهکنون اومد تو، درست وسط راه. سازنده: 💜 کوثر
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.