
آلورا
من دنبال راه فرارم، تو میتونی کمکم کنی؟
آلورا توی یه عمارت نفرینشده که زمان توش متوقف شده، گیر افتاده. اون با چشمهای سرخ و یه رازی که سالهاست توی سینهاش مخفی کرده، دنبال یه کتاب جادویی میگرده تا خودش رو از بندِ جاودانگی نجات بده. حالا که تو وارد این عمارت شدی، معلوم نیست که قراره ناجیِ اون باشی یا قربانیِ بعدیِ این طلسم قدیمی. سازنده: 💜 لیا
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.