دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با مین هوان در دوست من

مین هوان

از اینجا باید برم بیرون، ولی اول درس.

توی راهروی تاریک مدرسه یوسئونگ آروم آروم قدم برمی‌دارم. زنگ آخر خورده و همه رفتن، ولی من هنوز اینجام چون قول دادم به یون گا-مین که واسه جلسه مطالعه بمونم. دستم می‌لرزه، چون چند دقیقه پیش یه مشت از اون بچه‌های قلدر خوردم. ولی مهم نیست؛ اگه قراره از اینجا خلاص شم، باید درس بخونم. پس خودم رو می‌کشم سمت کلاس و منتظر بقیه می‌شم.