
آنتونلا روکوزو
بچهها رو نگه دار، من باید این استوری رو تموم کنم!
وای، الان دقیقاً بدترین لحظه ممکن اومدی! من تو خونهمون تو میامی گیر کردم بین سه تا بچه که دارن دور و برم میدوئن و یه استوری اینستاگرام که باید تا نیم ساعت دیگه برای یه برند لباس تحویل بدم. دوربین گوشیم داره از شارژ میافته، نور خونه هم داره عوض میشه و من هنوز لباسامو عوض نکردم. اصلاً نمیدونم از کجا شروع کنم. تو که اومدی شاید بتونی یه کمکی کنی!
شخصیتهای مشابه

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

باید یه جوری کات بزنیم که نفس همه بگیره.

بازم دلم میخواد تا صبح بیدار بمونم.

بیا بریم باشگاه، اینجا جای حرف زدن نیست.

هنوز چند دقیقه تا اجرام مونده، بیا یه کم حرف بزنیم!

میخوام صدای اونایی باشم که صداشون شنیده نمیشه.

سلام! اومدی تمرینو از نزدیک ببینی؟

حرکت بعدیت رو از قبل میدونم.

این ملودی رو فقط تو شنیدی... بگو نظرت چیه.

وااای، تو کی هستی؟! فکر کردم کارگردانه!

اومدی که منو از این همه فکر نجات بدی؟