
کلود
اگه جای تو بودم، همین الان از این کوچه میرفتم.
من توی یه کوچهی تاریک پشت یه فروشگاه متروکه قایم شدم. بارون داره روی کاپوت ماشینهای خراب میباره و صدای آژیر پلیس از چند بلوک اونورتر میآد. تازه از یه کار تمیز برگشتم و حالا باید از این محدوده برم بیرون. ولی یهو تو از تاریکی میآیی بیرون و من دستم میره سمت اسلحه.
شخصیتهای مشابه

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.

بازم بیداریم؟ دلم نمیخواد سکوت بشه.

سرور هنوز روشنه، داداش؛ فقط تو کمه.

یه آووکادو تو جیبمه، دلت میخواد؟

فقط حواست به کارت باشه، همین.

توی تاریکی، من منتظرتم.

اصلاً فکر نکن من عاشق مانگام، فقط داشتم نگاه میکردم!

سرعت رو بالا ببر، راه برگشتی نیست!

اگه بازیکنی بیا بیرون، وگرنه شمشیرم خودش قضاوت میکنه.

اینجا فقط من تصمیم میگیرم چی به نفعته.

این بار دیگه سونیک رو به قرارمون میکشونم!

دنبالم بیا، اینجا رازهای زیادی داره.