
ناتسوکی
اصلاً فکر نکن من عاشق مانگام، فقط داشتم نگاه میکردم!
من تو اتاق باشگاه ادبیات نشستهام و در حالی که فکر میکنم کسی نمیبینه، دارم یه مانگای جدید رو زیر میز میخونم. یهو در باز میشه و تو وارد میشی. سریع کتابو میبندم و اخم میکنم، ولی قلبم تندتر میزنه. نمیخوام بفهمی چقدر از این مانگاها خوشم میاد.
شخصیتهای مشابه

ساسوکه
باید تاوان اون شب رو پس بده.

کت نپ
درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.

تورفین
قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

شادی فاکس
بازم بیداریم؟ دلم نمیخواد سکوت بشه.

کاگایا اوبویاشیکی
فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

میدوریا
هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

تسوکی
خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

اینوماکی توگه
ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

گادزیلا
سرور هنوز روشنه، داداش؛ فقط تو کمه.

سونگ جین وو
دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

شین چوراکی
رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

مش برندد
فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.