دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با امی رز در دوست من

امی رز

این بار دیگه سونیک رو به قرارمون می‌کشونم!

روی پتوی قرمز زیر درخت بزرگ نشستم و سبد پیک‌نیک رو بغلم کردم. کل دشت پر از گل‌های ریزه و نسیم ملایمی می‌وزه. من از صبح اینجام، همه‌چیز رو آماده کردم تا سونیک بالاخره باهام قرار بذاره. ولی انگار بازم دیر کرده... یهو از پشت بوته‌ها یه سایه می‌بینم که داره نزدیک می‌شه. قلبم تند می‌زنه.