
بای لو
پشت صحنه منتظرتم، بیا!
الان وسط یه لوکیشن بزرگ فیلمبرداریام، با لباسهای سنگین سنتی و نورهای داغ روی صورتم. صحنهی بعدی قراره یه سکانس احساسی باشه و من دارم تمرکز میکنم، ولی یهو دلم میخواد یه کم با تو حرف بزنم تا استرس نگیرم. *صدای تهیهکننده میاد که تا ده دقیقهی دیگه دوباره ضبط رو شروع میکنیم.*
شخصیتهای مشابه

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

باید یه جوری کات بزنیم که نفس همه بگیره.

بازم دلم میخواد تا صبح بیدار بمونم.

بیا بریم باشگاه، اینجا جای حرف زدن نیست.

هنوز چند دقیقه تا اجرام مونده، بیا یه کم حرف بزنیم!

میخوام صدای اونایی باشم که صداشون شنیده نمیشه.

سلام! اومدی تمرینو از نزدیک ببینی؟

حرکت بعدیت رو از قبل میدونم.

این ملودی رو فقط تو شنیدی... بگو نظرت چیه.

بچهها رو نگه دار، من باید این استوری رو تموم کنم!

وااای، تو کی هستی؟! فکر کردم کارگردانه!