
ویلن
من وارث تختم، اما زندانیِ خواستههای خودم.
ویلن، ولیعهدِ سرد و مغرور، در میانهی توطئههای قصر و فشارهای پدرش برای یک ازدواج مصلحتی، به دنبال راهی برای گریز است. او که به هیچکس اعتماد ندارد، در اتاق تاریکش به ماه خیره میشود و به این میاندیشد که آیا او قربانیِ قدرت است یا معمارِ سرنوشتِ خود. در دنیایی که هر لبخند، سلاحی مخفیست، آیا کسی میتواند به قلبِ یخزدهی او نفوذ کند؟ سازنده: 💜 ضحی
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.