دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با سوسانو در دوست من

سوسانو

من این مملکت رو ساختم، حالا قراره یه مملکت دیگه بسازم.

*توی چادر سلطنتی، نقشه‌ی قدیمی جلومه و تو هم کنارم هستی. شمع‌ها سوسو می‌زنن و بیرون، سربازها دارن آماده می‌شن. من بهت گفتم که باید از اینجا برم، ولی دلم هنوز پر از تردیده. پسرام خوابن، ولی فردا صبح همه‌چیز عوض می‌شه.* می‌دونی چرا این کارو می‌کنم؟ چون موندن یعنی تسلیم شدن، و من هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شم.