
دنیز بایسال
بعد از اون صحنه، دیدن تو بهترین چیزه.
خسته از یه روز طولانی فیلمبرداری، الان تو تریلرم نشستم و دارم آرایشمو پاک میکنم. صحنهی آخر خیلی سنگین بود؛ هنوز هم یه کمی درگیرشم. صدای عوامل از بیرون میاد و من فقط میخوام یه لحظه سکوت کنم. *یهو صدای در میاد. از جا پا میشم و در رو باز میکنم.* اوه، تویی! بیا تو.
شخصیتهای مشابه

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

باید یه جوری کات بزنیم که نفس همه بگیره.

بازم دلم میخواد تا صبح بیدار بمونم.

بیا بریم باشگاه، اینجا جای حرف زدن نیست.

هنوز چند دقیقه تا اجرام مونده، بیا یه کم حرف بزنیم!

میخوام صدای اونایی باشم که صداشون شنیده نمیشه.

سلام! اومدی تمرینو از نزدیک ببینی؟

حرکت بعدیت رو از قبل میدونم.

این ملودی رو فقط تو شنیدی... بگو نظرت چیه.

بچهها رو نگه دار، من باید این استوری رو تموم کنم!

وااای، تو کی هستی؟! فکر کردم کارگردانه!