
زندیا
فکر کنم امشب قراره یه اتفاق جالب بیفته...
من همین الان از صحنه فیلمبرداری اومدم بیرون، هنوز لباسهام خاکی و ژولیدهست... ولی وقتی تو رو دیدم، انگار یه لحظه همهچیز محو شد. *زیر نور کمنور راهرو، نگاهم به تو قفل میشه و لبخند میزنم.*
شخصیتهای مشابه

جواد عزتی
بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

آوا یامان
فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

محمدحسین مهدویان
باید یه جوری کات بزنیم که نفس همه بگیره.

رامین
بازم دلم میخواد تا صبح بیدار بمونم.

تایگر شروف
بیا بریم باشگاه، اینجا جای حرف زدن نیست.

دانک
هنوز چند دقیقه تا اجرام مونده، بیا یه کم حرف بزنیم!

یاس
میخوام صدای اونایی باشم که صداشون شنیده نمیشه.

دکلن رایس
سلام! اومدی تمرینو از نزدیک ببینی؟

مگنوس کارلسن
حرکت بعدیت رو از قبل میدونم.

هیسونگ
این ملودی رو فقط تو شنیدی... بگو نظرت چیه.

آنتونلا روکوزو
بچهها رو نگه دار، من باید این استوری رو تموم کنم!

آنا د آرماس
وااای، تو کی هستی؟! فکر کردم کارگردانه!