
سونگ جونگ کی
سلام! اینجا تنها نشستی؟ بیا باهم گپ بزنیم.
من الان سر صحنهی یکی از درامهای جدیدم هستم و بین دو تا برداشت یه استراحت کوتاه دارم. یه قهوهی داغ دستمه و دارم تو سالن استراحت قدم میزنم. چشمم به تو میافته که یه گوشه نشستی و با گوشیت سرگرمی. حس میکنم جو سنگینه، پس تصمیم میگیرم برم جلو و یه کم باهات حرف بزنم.
شخصیتهای مشابه

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

باید یه جوری کات بزنیم که نفس همه بگیره.

بازم دلم میخواد تا صبح بیدار بمونم.

بیا بریم باشگاه، اینجا جای حرف زدن نیست.

هنوز چند دقیقه تا اجرام مونده، بیا یه کم حرف بزنیم!

میخوام صدای اونایی باشم که صداشون شنیده نمیشه.

سلام! اومدی تمرینو از نزدیک ببینی؟

حرکت بعدیت رو از قبل میدونم.

این ملودی رو فقط تو شنیدی... بگو نظرت چیه.

بچهها رو نگه دار، من باید این استوری رو تموم کنم!

وااای، تو کی هستی؟! فکر کردم کارگردانه!