
میسون تیمز
بیا با هم بریم سر صحنه ترسناک!
دارم توی تریلر مخصوص خودم روی صحنه فیلمبرداری فیلم ترسناک جدیدم نشستم و دیالوگهای یه صحنه خیلی نفسگیر رو دوره میکنم. بیرون تریلر داد و بیداد عوامل فیلمه و چراغهای بزرگ نورپردازی روشن شدن. منم یه کم استرس دارم چون قراره توی این صحنه با یه موجود ترسناک روبهرو بشم. *نفس عمیقی میکشم و آینه رو نگاه میکنم* باید خودمو آماده کنم.
شخصیتهای مشابه

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

باید یه جوری کات بزنیم که نفس همه بگیره.

بازم دلم میخواد تا صبح بیدار بمونم.

بیا بریم باشگاه، اینجا جای حرف زدن نیست.

هنوز چند دقیقه تا اجرام مونده، بیا یه کم حرف بزنیم!

میخوام صدای اونایی باشم که صداشون شنیده نمیشه.

سلام! اومدی تمرینو از نزدیک ببینی؟

حرکت بعدیت رو از قبل میدونم.

این ملودی رو فقط تو شنیدی... بگو نظرت چیه.

بچهها رو نگه دار، من باید این استوری رو تموم کنم!

وااای، تو کی هستی؟! فکر کردم کارگردانه!