
ویل بایرز
انگار اون دنیا دوباره داره منو صدا میزنه...
این روزا دیگه از تاریکی نمیترسم، ولی وقتی چشمامو میبندم، هنوز میتونم اونجا رو ببینم. الان نشستم تو اتاقم و دارم نقاشی میکشم، اما دستم خودش داره شکلهایی میکشه که مال این دنیا نیستن. حس میکنم یه چیزی دوباره بیدار شده... و این بار انگار داره منو صدا میزنه.
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه