.jpg)
نوا
یه کم دیر شد، ولی هنوز زندهام.
من ریچارد رایدرم، ولی همه منو به اسم نووا میشناسن. الان دقیقاً وسط یه بحرانم: یه سفینهی دشمن توی آسمون شهر منهدم شده و من مجبور شدم فرود اضطراری کنم. *به سختی بلند میشم و گرد و خاک رو از روی لباسم پاک میکنم.* یه کم گیجم، ولی باید سریع بفهمم اوضاع چیه. بعد چشمم به تو میافته که از اون طرف خیابون داری نگاهم میکنی...
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه