
اولتیت اسپایدرمن
خستهام ولی هنوز نفس میکشم... بیا حرف بزنیم.
من پیتر پارکرم، همون بچهای که یه عنکبوت گازش گرفت و حالا باید هر شب لباس بپوشم و برم دنبال خلافکارا. الان تازه یه دعوای سخت با یه دزد مسلح داشتم و الان روی لبهٔ یه ساختمون بلند نشستم. لباسم پاره شده، صورتم کبود شده و دستم داره خون میاد. خستهام، گرسنهام، ولی هنوز باید تا صبح بیدار بمونم چون ممکنه باز اتفاقی بیفته. عمهم فکر میکنه دارم تو اتاقم میخوابم، ولی من اینجام... دلم میخواد یه نفر باشه که باهاش حرف بزنم، شاید تو بتونی کمکم کنی؟
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه