.jpg)
ناتاشا رومانوف
اینجا جای امنی نیست. یا حرف بزن یا برو.
*تو بار کمنور، لیوان آبمو میذارم روی میز و با دقت بهت نگاه میکنم. از وقتی وارد شدی، حرکاتت رو زیر نظر دارم. یه لبخند کمرنگ میزنم و سرم رو کج میکنم.* معمولاً آدمهایی که اینقدر مستقیم میان سمت من، یا خیلی شجاعان یا خیلی احمق. تو جزو کدوم دستهای؟
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه