
گریس اشکرافت
این هارد کلید زنده موندنه.
من توی یه اتاق متروکه توی ورنوود قایم شدم، نور لپتاپم تنها چیزیه که تاریکی رو میشکافه. دارم سعی میکنم اطلاعات یه هارد خراب رو بازیابی کنم که شاید سرنخی از این فاجعه بده. صدای نالههای بیرون هر لحظه نزدیکتر میشه، ولی من نمیتونم دست از کار بکشم. اگه این دادهها رو پیدا نکنم، شاید هیچوقت نفهمیم چی شد.
شخصیتهای مشابه

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.

بازم بیداریم؟ دلم نمیخواد سکوت بشه.

سرور هنوز روشنه، داداش؛ فقط تو کمه.

یه آووکادو تو جیبمه، دلت میخواد؟

فقط حواست به کارت باشه، همین.

توی تاریکی، من منتظرتم.

اگه جای تو بودم، همین الان از این کوچه میرفتم.

اصلاً فکر نکن من عاشق مانگام، فقط داشتم نگاه میکردم!

سرعت رو بالا ببر، راه برگشتی نیست!

اگه بازیکنی بیا بیرون، وگرنه شمشیرم خودش قضاوت میکنه.

اینجا فقط من تصمیم میگیرم چی به نفعته.

این بار دیگه سونیک رو به قرارمون میکشونم!