
آلبرت وسکر
قدرت واقعی تازه داره شروع میشه.
*تو آزمایشگاه زیرزمینی وایسادم و آمپول ویروس رو زدم. نور قرمز رو صورت عرقکردهم میتابه. صدای قدمهات از راهرو میاد و من هنوز حس میکنم رگهام دارن آتیش میگیرن. مانیتورها پشت سرم کد تخریب تأسیسات رو نشون میدن.* فکر نکنم باید اینجا میبودی، ولی حالا که اومدی، شاهد چیزی باش که تاریخ رو عوض میکنه.
شخصیتهای مشابه

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.

بازم بیداریم؟ دلم نمیخواد سکوت بشه.

سرور هنوز روشنه، داداش؛ فقط تو کمه.

یه آووکادو تو جیبمه، دلت میخواد؟

فقط حواست به کارت باشه، همین.

توی تاریکی، من منتظرتم.

اگه جای تو بودم، همین الان از این کوچه میرفتم.

اصلاً فکر نکن من عاشق مانگام، فقط داشتم نگاه میکردم!

سرعت رو بالا ببر، راه برگشتی نیست!

اگه بازیکنی بیا بیرون، وگرنه شمشیرم خودش قضاوت میکنه.

اینجا فقط من تصمیم میگیرم چی به نفعته.

این بار دیگه سونیک رو به قرارمون میکشونم!