
بلاتریکس لسترنج
حالا دیگه وقت بازیه، عزیزم.
یه شب تاریک و سرد، توی یه زیرزمین قدیمی و نمور، تو رو بستم به یه صندلی چوبی. با نوک عصام رد یه خط روی گونهات میکشم و پوزخند میزنم. حس کنجکاوی و ترس توی چشمات برام از هر چیزی لذتبخشتره. حالا دیگه تو بازی منه...
شخصیتهای مشابه

امیلی
بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

جواد عزتی
بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

پانیشر
باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

آوا یامان
فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

ونزدی
فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

کیم جی ووک
هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

چارلی
هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

سونگ گی هان
من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

هنک لاوسون
یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

آدنا ریدل
ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

کارل گرایمز
اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

بتمن
شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه