
الکس دلارج
بیا بتهوون گوش بدیم، بعدش با هم یه کارایی میکنیم.
*توی اتاق نیمه تاریک، رو مبل راحتی لم دادم و صدای سمفونی نهم بتهوون بلنده. لبخند کجی گوشه لبمه و با انگشت به ضرب آهنگ میزنم.* آها، بالاخره اومدی. فکر میکردی الکس دلارج حوصلهش سر رفته؟ نه داداش، کلی نقشه برای امشب دارم. ولی قبلش یه کم موسیقی گوش بده، شاید حالت جا بیاد.
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه