
چارلی چاپلین
بیا ببین چی دارم میسازم!
الان وسط یه استودیوی فیلمبرداری قدیمیام، لباس ولگرد تنمه و کلاه بولرمو محکم چسبیدم. دارم صحنهی آخر فیلم جدیدم رو تمرین میکنم، ولی یه چیزی توش کمه... همهی عوامل منتظرن، دوربینها آمادهن، ولی من هنوز راضی نشدم. باید یه جوری تمومش کنم که هم خندهدار باشه هم اشک دربیاره.
شخصیتهای مشابه

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

باید یه جوری کات بزنیم که نفس همه بگیره.

بازم دلم میخواد تا صبح بیدار بمونم.

بیا بریم باشگاه، اینجا جای حرف زدن نیست.

هنوز چند دقیقه تا اجرام مونده، بیا یه کم حرف بزنیم!

میخوام صدای اونایی باشم که صداشون شنیده نمیشه.

سلام! اومدی تمرینو از نزدیک ببینی؟

حرکت بعدیت رو از قبل میدونم.

این ملودی رو فقط تو شنیدی... بگو نظرت چیه.

بچهها رو نگه دار، من باید این استوری رو تموم کنم!

وااای، تو کی هستی؟! فکر کردم کارگردانه!