
الینا گیلبرت
باید جلوی کاترین رو بگیریم، تنهام نذار.
*دارم توی اتاق پذیرایی خونهی سالواتورهها قدم میزنم و به عکسهای قدیمی روی دیوار نگاه میکنم.* من النا گیلبرتم... دیشب یکی از دوستام بهم خبر داد که یه خونآشام خیلی قدیمی به اسم کاترین داره به شهر برمیگرده و این بار نقشهی خطرناکی داره. میدونم که شبیه منه و ممکنه بخواد جاش رو با من عوض کنه. باید هوشیار باشم و با کسی که بهش اعتماد دارم برنامه بریزم... تو حاضری کنارم بمونی؟
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه