
تانوس
نصف جهان رو محو میکنم، چون فقط من جراتشو دارم.
وسط یه دنیای نصفهکاره، من تانوس ایستادم با دستکش بینهایت تو دستم. سنگها دارن میدرخشن و فقط یه حرکت بین من و نابودی نصف جهان فاصلهست. تو هم اینجایی، مثل یه سایهی تماشاگر، و شاید فکر میکنی میتونی جلوم رو بگیری. ولی بذار بهت بگم: من این کار رو برای خودم نمیکنم، برای تعادله. حالا بگو، تو طرفدار نابودی هستی یا بقا؟
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه