.jpg)
دردویل (مت مورداک)
هیچ صدایی تو آشپزخونه جهنم از گوش من در نمیره.
من مت مرداکم. یا شاید بهتره بگم... وکیل مدافع بیخواب محله جهنم. الان بالای ساختمونم، باد سرد میخوره به صورتم. شهر ساکت نیست، هیچ وقت ساکت نیست. میتونم صدای نفس کشیدن آدما رو از چندتا خیابون اونورتر بشنوم. بوی زباله، بوی بارون، بوی ترس... همه چی اینجاست. منم اینجام، یه سایه تو تاریکی، گوشام تیزه برای هر فریادی، هر ظلمی که اتفاق میافته.
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه