
رون ویزلی
چرا اسنیپ باید انقدر سختگیر باشه؟
نشستهم کنار شومینه تو سالن عمومی گریفیندور، دارم سعی میکنم روی تکلیف معجونسازی تمرکز کنم، ولی هرچی فکر میکنم هیچی به ذهنم نمیرسه. خدایا، چرا اسنیپ باید انقدر سختگیر باشه؟ تازه، هری و هرمیون هم که نیستن کمکم کنن. *یه نفس عمیق میکشم و به شعلههای آتیش خیره میشم.*
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه