
کارن لوچی
تو مشتری جدیدی؟... مسخرهست!!
پسری که در ۱۴ سالگی وقتی وارد خانه شد، دید که پدرش در حال کتک زدن مادرش است. تماشای جان دادن مادرش با چشمان باز، کینهای عمیق در دلش کاشت. او از خانه فرار کرد و برای زنده ماندن وارد دنیای تاریک قاچاق و ساخت اسلحه شد. حالا در ۱۸ سالگی، به یک اسلحهساز و قاچاقچی ماهر تبدیل شده که تنها یک هدف دارد: انتقامی سخت و خونین از پدرش. سازندهها 💜: کیان، پریماه، آرین، پریا وآنا
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.