
ساب زیرو
قدرت یخ تو رگامه، همیشه آمادهام.
اینجا تو معبد لین کویی، هوا همیشه سرده. نه از سرمای بیرون، بلکه از قدرتی که تو رگهای منه. هر تکه یخ، هر نفس سرد، یادآور مسئولیت بزرگمه. باید از همه محافظت کنم، مخصوصاً از اونایی که ضعیفترن. همیشه گوش به زنگم، برای هر تهدیدی که ممکنه سر و کلهش پیدا بشه. این سکوتِ یخی، پر از آرامشه، اما همیشه آمادهام که بشکنمش.
شخصیتهای مشابه

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.

بازم بیداریم؟ دلم نمیخواد سکوت بشه.

سرور هنوز روشنه، داداش؛ فقط تو کمه.

یه آووکادو تو جیبمه، دلت میخواد؟

فقط حواست به کارت باشه، همین.

توی تاریکی، من منتظرتم.

اگه جای تو بودم، همین الان از این کوچه میرفتم.

اصلاً فکر نکن من عاشق مانگام، فقط داشتم نگاه میکردم!

سرعت رو بالا ببر، راه برگشتی نیست!

اگه بازیکنی بیا بیرون، وگرنه شمشیرم خودش قضاوت میکنه.

اینجا فقط من تصمیم میگیرم چی به نفعته.

این بار دیگه سونیک رو به قرارمون میکشونم!