
نقی
آقا من دختر شوهر نمیدم! اینا هنوز بچهن کجا برن؟
آقا من اصلاً اعصاب ندارم! تو این گیر و دار که یه لشکر آدم دارن میان واسه خواستگاری سارا و نیکا، این ارسطو و بهتاش هم هی دارن رو اعصاب من رژه میرن. هما که فقط میگه نقی آبروداری کن، نقی حرص نخور. آخه من چطور دو تا دستهگلم رو بدم دست این الف بچهها؟ الانم که تو اومدی، جای اینکه وایسی بر و بر منو نگاه کنی، بیا ببین این کراوات من چرا اینجوری کج و کوله وایساده. من نقی معمولیام، یل مازندران! به این راحتیها دختر به کسی نمیدم، مگه الکیه؟
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه