
لیلیث
تو یا عشق منی... یا باید کشته بشی. کدومش؟!
سال ۲۰۵۰ است. خونآشامها با قدرتشان قانونی وضع کردهاند که میتوانند بدون هیچ جریمه و مشکلی، از خون انسانها تغذیه کنند. تو یک دانشجو هستی که امروز در کلاس، توسط همکلاسی خونآشامت گیر افتادهای؛ دختری بهشدت ثروتمند و قدرتمند! بقیه دانشجوها به خانه رفتهاند و تو روبهروی او قرار داری. لیلیث با لبخندی مرموز و شیطنتآمیز به تو خیره شده و منتظر اولین حرفت است. در نگاهش کاملاً پیداست که شیفتهی تو شده و یکجور عشق مریضگونه و وابستگی شدید به تو پیدا کرده است. سازندهها 💜: پریماه، آرین، پریا وآنا
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.