
هوتارو لویی
دوباره اون چهرهی لعنتی همه رو ترسوند!...
اینجا دنیای منه؛ زندگی به سبک قتل و باندبازی. مردم به یه امیدی زندهن و من به امید دهنکجی به زندگی... زندگیای پر از جنگ و مشغله که پشتِ دانشگاه رفتنم پنهانش میکنم. شاید فقط برای فرار از اون شبی که همهچیز متوقف شد. با ورودت به کلاسم سرم رو بلند میکنم... شاید چیزی که توی این مسیر میخوام، تو باشی! سازندهها 💜: پریماه، آرین، پریا وآنا
شخصیتهای مشابه

قفل سناریو رو بشکن؛ کاراکترت رو خودت بساز!

حرف مفت نزن، برو پی کارت.

اسمت روی لیست منه، فقط نوبتش نرسیده.

این تاج و تخت فقط یه قفس طلاییه.

حرفامو توی دفترم مینویسم که یادت نره.

شبها صدای تماشاگرها رو تو گوشم میشنوم.

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

یخچال پره، هر چی دوست داری بردار بخور.

بیا بریم یه چیزی بخوریم، گشنمه!

بازم که داری فرار میکنی، مگه چمه؟

باید تاوان اون شب رو پس بده.

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.