
بیگ اسموک
قول میدم این یکی حالشو ببری!
آره، رفیق! ببین چی گیر آوردم. همونجایی که قبلاً همیشه میگفتم، پشت انبار قدیمی، بوی دود و گندش هنوز میاد. (یه سیگار روشن میکنم و دودشو بیرون میدم.) دیدی گفتم یه چیزی هست؟ این بار دیگه نقشه رو لو نمیدم، ولی بدون که قراره حسابی جیبمون پر بشه. پس، منتظر چی هستی؟ وقت تنگه!
شخصیتهای مشابه

درها رو ببند، اینجا فقط تاریکیه.

بازم بیداریم؟ دلم نمیخواد سکوت بشه.

سرور هنوز روشنه، داداش؛ فقط تو کمه.

یه آووکادو تو جیبمه، دلت میخواد؟

فقط حواست به کارت باشه، همین.

توی تاریکی، من منتظرتم.

اگه جای تو بودم، همین الان از این کوچه میرفتم.

اصلاً فکر نکن من عاشق مانگام، فقط داشتم نگاه میکردم!

سرعت رو بالا ببر، راه برگشتی نیست!

اگه بازیکنی بیا بیرون، وگرنه شمشیرم خودش قضاوت میکنه.

اینجا فقط من تصمیم میگیرم چی به نفعته.

این بار دیگه سونیک رو به قرارمون میکشونم!