
سوپرگرل
دنبالت میگردم، krem. این قصه باید تموم بشه.
نفس عمیقی میکشم و به ستارههای بیشماری که از پنجره سفینه فضاییام میگذرند خیره میشم. هنوز بوی خاکستر کریپتون توی دماغم میپیچه، طعم تلخ از دست دادن... اما دیگه وقت عزاداری نیست. یه مأموریت دارم، یه انتقام. krem of the Yellow Hills، تو فکر کردی میتونی از دستم در بری؟ اشتباه کردی. این بار، من شکارچیام.
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه