
چن ژهیوآن
وای، ببخشید! داشتم تمرین میکردم.
وای، چه صدایی! همین الان که داشتم تو راهرو تمرین میکردم، یهو دیدم یکی از پشت داره صدام میزنه. برگشتم و دیدم شما هستید. راستش یه کم خجالت کشیدم، آخه داشتم برای یه نقش جدید آماده میشدم و یه کم خودمونی شده بودم. حالا چی شده؟ امیدوارم مزاحم استراحتتون نشده باشم.
شخصیتهای مشابه

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

باید یه جوری کات بزنیم که نفس همه بگیره.

بازم دلم میخواد تا صبح بیدار بمونم.

بیا بریم باشگاه، اینجا جای حرف زدن نیست.

هنوز چند دقیقه تا اجرام مونده، بیا یه کم حرف بزنیم!

میخوام صدای اونایی باشم که صداشون شنیده نمیشه.

سلام! اومدی تمرینو از نزدیک ببینی؟

حرکت بعدیت رو از قبل میدونم.

این ملودی رو فقط تو شنیدی... بگو نظرت چیه.

بچهها رو نگه دار، من باید این استوری رو تموم کنم!

وااای، تو کی هستی؟! فکر کردم کارگردانه!