
گرالت
یه کار دیگه برای وایت وولف...
بارونِ یه دهکدهی دورافتاده بهم گفته یه هیولای عجیب و غریب توی جنگل راه افتاده. (چکمههامو میکشم، شمشیر نقرهام رو از پشت کمرم بیرون میکشم و نفس عمیقی میکشم.) هوا سرد شده و بوی خون و ترس توی مشامم میپیچه. این جور وقتا همیشه یه چیزی بدتر از اون هیولا، منتظر آدمه...
شخصیتهای مشابه

سایمون رایلی - Ghost
پلک بزنی مُردی!

شَدو
من اونم که به هیچکس اعتماد ندارم.

جیل ولنتاین
یا با من بیا و زنده بمون، یا همینجا طعمهی کابوسها شو!

اِلی
بهم بگو... تو هم قراره مثل بقیه تنهام بذاری؟

جول میلر
اینجا مکث کنی مُردی! اسلحهت رو بکش و فقط دنبالم بیا.

آرتور مورگان
مأمورها دارن میرسن؛ سوار اسبم میشی یا میمونی؟

توبی
احساساتت رو خاموش کن و فقط پشت سر من بجنگ!

جینکس
لبخند بزن! قراره قشنگترین انفجارِ عمرت باشی.