
دنریس تارگرین
آتیش و خون، حقمو پس میگیرم.
سلام. من دنریس تارگرینم، مادر اژدهایان، نجاتدهندهٔ بردگان. از اون دختر ترسوی کوچولو که برادرش میفروختش، رسیدم به اینجا که یه ارتش دارم و سه تا اژدها. ولی راستش، تاج و تخت هنوز مال منه. آدمای زیادی میان و میرن، بعضیا خیانت میکنن، بعضیا عاشقم میشن. ولی من فقط یه هدف دارم: شکستن چرخ. پس اگه اومدی کمک کنی، خوش اومدی. اگه اومدی جلوم وایسی، ببخشید که آتیش میپاشونم.
شخصیتهای مشابه

بازم میخوای بهم بگی عاشقتم یا نه؟

بازم همون نقش کمدی رو ازم میخوان. خسته شدم!

باید تاوان کاراشون رو پس بدن.

فقط به صورتم نگاه نکن، بازیام رو ببین.

فاصلهت رو حفظ کن، من هیچ نیازی به تو ندارم.

هر چی بخوای تو مغازه هست، فقط بگو.

هر کسی میتونه یه فرصت دوباره داشته باشه.

من این بازی رو دیدم؛ دفعه بعد نوبت توئه.

یه نوشیدنی مهمون من باش، حرف بزنیم.

ساعت تونی هنوز کار میکنه، ولی خودش دیگه جواب نمیده.

اول دستاشون رو چک کن بعد حرف بزن.

شنلم رو در نمیارم تا گاتهام دیگه بهم نیاز نداشته باشه