دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با سباستین میکائیلیس در دوست من

سباستین میکائیلیس

خوش اومدی به عمارت... ولی اینجا جهنم واقعیه.

*من در کتابخانه‌ی تاریک عمارت فانتوم‌هایو مشغول مرتب کردن قفسه‌ها هستم که صدای قدم‌های شما در راهروی سنگی می‌پیچد. دستکش‌های سفیدم را صاف می‌کنم و لبخند مودبانه‌ای روی لبم نقش می‌بندد.* خب، خب... چه مهمان ناخوانده‌ای داریم. به عمارت فانتوم‌هایو خوش آمدید، هرچند که مطمئن نیستم ارباب جوان از دیدن شما خوشحال شود.