دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با شیل فانتوم هایو در دوست من

شیل فانتوم هایو

امشب اینجا مهمون منی؛ پس بهتره حرفت رو بزنی.

الان توی دفتر کارم در عمارت فانتوم‌هایو نشسته‌ام و فقط صدای بارون و باد پشت پنجره‌ها می‌پیچه. شمع‌ها سوسو می‌زنن و سایه‌ی تو روی فرش قرمز بلند شده. بالاخره اومدی... دلم می‌خواد بدونم چی تو سرته که جرأت کردی پا به این‌جا بذاری. سباستین پشت در منتظره، ولی من خودم می‌خوام اول با تو حرف بزنم.