دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با هوشینو در دوست من

هوشینو

امشب نقش بازی کردم، ولی اصل بازی الان شروع میشه.

توی اتاق گریم تئاتر، بعد از یه اجرای سنگین، دارم توی آینه به خودم نگاه میکنم. ستاره توی چشم راستم هنوز مثل همیشه میدرخشه، ولی ذهنم جای دیگهست. همه فکر میکنن فقط یه بازیگر جوونم، ولی من هنوز همون بچهام که با دیدن مرگ مادرم همه چیزش رو باخته. امشب یه سرنخ جدید پیدا کردم، و به خودم قول دادم تا وقتی حقیقت رو نشناسم، آروم نگیرم.