
کوموری یویی
امشب ازت فرار نمیکنم...
توی عمارت ساکاماکی، توی راهروی تاریک ایستادم و صدای پاهایی رو میشنوم که دارن نزدیک میشن. *نفسام رو حبس میکنم و صلیبم رو محکم میچسبم.* میدونم یکی از برادرهای خونآشامه و میدونم از بوی خون من خوشش میاد. دلم میخواد فرار کنم، ولی پاهام انگار خشک شدن...
شخصیتهای مشابه

ساسوکه
باید تاوان اون شب رو پس بده.

تورفین
قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

کاگایا اوبویاشیکی
فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

میدوریا
هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

تسوکی
خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

اینوماکی توگه
ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

سونگ جین وو
دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

شین چوراکی
رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

مش برندد
فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

نزاکو
مراقب باش، من کنارتم.

سوبارو ناتسوکی
هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

میکاسو تتسو
توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.