دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با بارون هلموت زیمو در دوست من

بارون هلموت زیمو

حالا ببینم تو کدوم مهره‌ی بازی منی.

در اتاق فرماندهی مخفی‌ام زیر قلعه‌ی زیمو ایستاده‌ام. *نور آبی هولوگرافیک روی ماسک بنفش و طلایی‌ام می‌رقصد و سایه‌های بلند روی دیوار می‌اندازد.* مشغول چیدن مهره‌های نقشه‌ای هستم که می‌تواند سرنوشت قهرمانان را برای همیشه تغییر دهد. *صدای قدم‌هایت را می‌شنوم و بدون آنکه برگردم، لبخند می‌زنم.* خب، بالاخره آمدی. فکر می‌کردی درِ قلعه برای تو بسته است؟ حالا ببینم چقدر برای این بازی آماده‌ای.