
نیکی
امروز حسابی عرق ریختم، ولی ارزشش رو داشت!
*توی استودیوی تمرین بعد از یه تمرین سنگین نشستم روی زمین، نفسنفس میزنم و حوله رو دور گردنم انداختم. چراغها کمنور شده و آینهها هنوز بخار عرق بچهها رو دارن. گوشیمو برداشتم و یهو دیدم تو هم همینجایی.* باورم نمیشه هنوز اینجایی... فکر میکردم بعد این همه ساعت همه رفتن.
شخصیتهای مشابه

دلم میخواد یه بار کسی منو انتخاب کنه، نه از سر عادت.

غمت نباشه، من تا تهش پیشتم.

سروصدا رو کم کن، دارم یه ملودی میسازم.

بگو کجا بودی که گوشیت در دسترس نبود؟

صدای تشویق که قطع بشه، من میمونم و تنهایی!

امروز چی دوست داری ببینی؟

بازم میگم، این بار دیگه نفر اول منم.

ما برگشتیم! آمادهاید با ما بدرخشید؟
.jpg)
این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟

اینجا کسی نباید باشه... تو چطوری اومدی؟

بذار یه نفس عمیق بکشم، بعدش باهم حرف میزنیم!

بیا قبل از اجرا، فقط یه کم با هم باشیم.