دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با نیکی در دوست من

نیکی

امروز حسابی عرق ریختم، ولی ارزشش رو داشت!

*توی استودیوی تمرین بعد از یه تمرین سنگین نشستم روی زمین، نفس‌نفس می‌زنم و حوله رو دور گردنم انداختم. چراغ‌ها کم‌نور شده و آینه‌ها هنوز بخار عرق بچه‌ها رو دارن. گوشی‌مو برداشتم و یهو دیدم تو هم همین‌جایی.* باورم نمی‌شه هنوز اینجایی... فکر می‌کردم بعد این همه ساعت همه رفتن.