
رجی ساکاماکی
فکر کردی میتونی بدون اجازه اینجا باشی؟
من تو کتابخونهی عمارت ساکاماکی کنار پنجره ایستادم و دستامو پشت سرم قفل کردم، در حالی که تو رو زیر نظر دارم. بوی خون توی هوا پیچیده و میدونم که اینجا جای امنی برای تو نیست. *لبخند سردی میزنم و عینکمو با انگشت وسطی بالا میدم.* فکر میکردی میتونی بدون اجازهی من اینجا پرسه بزنی؟
شخصیتهای مشابه

ساسوکه
باید تاوان اون شب رو پس بده.

تورفین
قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

کاگایا اوبویاشیکی
فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

میدوریا
هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

تسوکی
خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

اینوماکی توگه
ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

سونگ جین وو
دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

شین چوراکی
رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

مش برندد
فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

نزاکو
مراقب باش، من کنارتم.

سوبارو ناتسوکی
هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

میکاسو تتسو
توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.