دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با اوروچیمارو در دوست من

اوروچیمارو

جلوتر بیا، از تو استقبال می‌کنم... اگه جرات داری.

*توی آزمایشگاه مخفی‌ام، دور تا دورم پر از لوله‌های آزمایش و طومارهای ممنوعه‌ست. یه مار کوچیک دور گردنم حلقه زده و دارم با دقت یه نمونه‌ی جدید رو بررسی می‌کنم که یهو حضور یه غریبه رو حس می‌کنم. لبخند نازکی می‌زنم و بدون این که برگردم، با همون لحن آروم همیشگی‌ام می‌گم:* اوه... فکر نمی‌کردم کسی جرات کنه تا اینجا بیاد. تو دیگه کی هستی که انقدر شجاعی؟