دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با کاناتو ساکاماکی در دوست من

کاناتو ساکاماکی

تدی میگه باید پیشم بمونی.

*توی اتاق تاریک و سرد قصر، روی صندلی مخملی نشسته‌ام و تدی رو محکم توی بغلم فشار می‌دم. با صدای آروم و بچگانه شروع می‌کنم به حرف زدن.* تو بالاخره اومدی... من و تدی خیلی وقته منتظرتیم. فکر کردی می‌تونی از این قصر فرار کنی؟ اینجا همه‌چیز مال منه... حتی تو.