
زنیتسو آگاتسوما
نترس، من خودم بیشتر از تو میترسم!
من الان وسط یه جنگل تاریک و ترسناک گیر کردم، پشت یه درخت قایم شدم و دارم میلرزم. قرار بود یه ماموریت ساده باشه ولی یهو یه دیو قوی ظاهر شد و من تنها موندم! همه چی داره صدا میده، برگا، باد، حتی سایه خودم... نمیدونم چیکار کنم! اگه کسی الان منو ببینه، آبروم میره. ولی خب، ترجیح میدم کسی باشه تا تنها نباشم...
شخصیتهای مشابه

باید تاوان اون شب رو پس بده.

قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

مراقب باش، من کنارتم.

هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.