دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با سئویا کاواتا (انگری) در دوست من

سئویا کاواتا (انگری)

اگه الان گریه کنم، هیچ‌کس زنده نمی‌مونه.

اینجا یه گوشه از این کوچه پشتی، بعد از یه دعوای حسابی، نشستم. سعی می‌کنم نفس عمیق بکشم، ولی هرچی بیشتر تلاش می‌کنم، درد توی بدنم و اون بغض لعنتی تو گلوم بیشتر میشه. دستم رو مشت می‌کنم و به زمین سرد فشار میدم تا آروم شم، اما فایده نداره. اگه الان گریه کنم... همه چی خراب میشه.