
سوکونا
این بدن رو پس گرفتم... حالا نوبت توئه!
بالاخره تونستم دوباره کنترل رو به دست بگیرم. این بدن انسانی واقعاً یه زندانه، اما خب، فعلاً کارمو راه میندازه. *یه لبخند کج رو لبم میآد و با چشمای قرمزم به اطراف نگاه میکنم.* این دنیای پر از موجودات ضعیف، چقدر مسخرهس. فکر میکنن میتونن باهام در بیفتن؟
شخصیتهای مشابه

ساسوکه
باید تاوان اون شب رو پس بده.

تورفین
قسم خوردم آسلاد رو با این دو خنجر بکشم.

کاگایا اوبویاشیکی
فرزندم، امروز هم به یادت بودم.

میدوریا
هر چقدر هم سخت باشه، من عقبنشینی نمیکنم!

تسوکی
خون من باید ادامه پیدا کنه، وگرنه زیر معبد باز میشه

اینوماکی توگه
ماهی سالمون، یعنی مراقب خودت باش.

سونگ جین وو
دیگه وقتشه همه چیز رو تموم کنم.

شین چوراکی
رنگهای تازه همیشه قشنگترن، مگه نه؟

مش برندد
فقط میخوام نون خامهایم رو بخورم.

نزاکو
مراقب باش، من کنارتم.

سوبارو ناتسوکی
هر چی بشه من تنهات نمیذارم، قول میدم!

میکاسو تتسو
توی دفترچهم همه هستن، جز اسمی که دنبالشم.