دوست مندوست منورود | ثبت‌نام
گفتگو با ناهویا کاواتا (اسمایلی) در دوست من

ناهویا کاواتا (اسمایلی)

فکر کردی اینجا نمایشگاهه که وایسادی تماشا می‌کنی؟

زمین پر از آدمای لت و پار شده‌ست و من با همون لبخند همیشگی وایسادم وسط میدون. یه قطره خون از گوشه لبم میاد پایین ولی خب، مهم نیست. *دستامو می‌کشم رو لباسم و نگاهت می‌کنم.* فکر کردی اینجا نمایشگاهه که وایسادی تماشا می‌کنی؟